تبليغاتX
ماهنامه دانشجویی سار
((دانشگاه پیام نور بهبهان))
با عرض سلام به همه دانشجویان دانشگاه پیام نور بهبهان

امیدوارم که از مطالب موجوددر وبلاگ نهایت استفاده را داشته باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

به نام خداوند جلال و جمیل

 

و بنام آفريدگار بهي  و هر آنچه بهتر است و هر

 

آنكس كه بهترين است

 

به قلم سر دبیر :

 

    خداوند بزرگ را می ستایم از اینکه با اندک تلاشی توانستیم قدمی کوچک را در ترویج و گردآوری علم بنماييم و بسیار کوچکم از اینکه پیش قدمی کردم و فقط در نقش یک گردآورنده مطالبی را در قالب یک ماهنامه ( نشریه دانشجویی  ) تحت عنوان« سار» به شما دوستان و دانشجویان ارجمند ارائه داده ایم و اینها همه مطالبی است که از عقیده و نظرات و اندیشه های سبز خود شما برآمده و مسائلی می باشد که در جریان کار یک یک دانشگاه نهفته است و این ماهنامه حالت مکتوبی از مسائل داخلی و همچنین مسائل بیرونی و روز اجتماع می باشد که بنده حقیر پا را جلو گذاشته و آن را جمع آوری و در معرض چاپ گذاشته ام و امیدوارم که شما بزرگواران بر ما خرده نگیرید ( چرا که این اولین نسخه چاپ ما می باشد و اگر کمبودی در کار تدوین و بکارگیری مطالب مشاهده می کنید آن را به صورت انتقاد و یا پیشنهاد در برگه مخصوص که در پایان هر جلد ماهنامه به صورت خط چین آمده تحت عنوان یا صفحه            ( هر چه می خواهد دل تنگت بگو ) كتباً نوشته و به مسئولين ماهنامه تحويل داده تا در نسخه هاي آينده با به كارگيري بهتر مطالب بتوانيم نظر شما را جلب كرده و نماد خوبي از ايدة كاري شما ارائه بدهيم و اين كار ما ضمناً به خاطر پيشبرد مسائل فرهنگي و به نيت اينكه مقدمه اي باشد براي حضور در عرصه هاي بالاتر و بحث هاي مهمتر و برگزاري جلسات و سمينارهاي فرهنگي بهتري در دانشگاه و كسب تجربه كاري بيشتر براي انتشارات بالاتر سطح استاني و غيرو مي باشد  و لذا از كمك شما در اين راه قبلاً كمال تشكر و قدرداني را مي نمايم و دست ياري را به فكر و انديشه نوين شما دراز مي كنم و همچنين منتظر انتقادات و پيشنهادات شما از اين نسخه كه خالي از عيب و ايراد هم نمي باشد و براي نسخه هاي آينده نيز هستيم .

    با آرزوي توفيقات روز افزون براي شما عزيزان

 

« آنكس كه مرا پند دهد يار من است » .

 

« چون با تو سخن گويند ، اول بشنو ، بعد   بينديش ، بعد تصميم بگير » .

« سقراط »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

طاسي با الگوي مردانه :

( دستت رو بزار روشون، باد نبرشون  )

   بيش از 90 درصد ريزش موي دايمي مردان ، طاسي نوع مردانه است اين نوع طاسي در 40 درصد مردان بين سنين 18 و 39 سالگي و در 94 درصد مردان بالاتر از 80 سال وجود دارد . براي طاسي مردانه سه عامل وجود دارد :  زمينه ارثي  ، هورمون مردانه ، افزايش سن . براي ابتلا به طاسي شما با 8 زمينه ارثي داشته باشيد ژنها از هر دو طرف ، پدر و مادر مي تواند به ارث برسد ، مردان اين صفت را بيشتر از خانواده مادري به ارث مي برند . اگرچه پدر و مادر شما پدر بزرگ و مادر بزرگ ، عمه ها و عموها و برادران و خواهران شما با بالا رفتن سنشان دچار ريزش مو شده اند شما نيز احتمالاً به اين نوع طاسي دچار خواهيد شد . وسعت طاسي و سن شروع آن از خانواده اي به خانواده ديگر و در يك خانواده از عضوي به عضو ديگر متفاوت است . وجود هورمون هاي مردانه براي ايجاد طاسي مردانه ضروري است به همين جهت افراد خنثي يا آنها كه قبل از بلوغ ختنه نشوند دچار طاسي  نمي شوند .

    مبتلايان به طاسي مردانه اختلال هورموني ندارند بلكه به نظر مي رسدكه فوليكول هاي موي سر در اين افراد با زمينه ارثي به ميزان طبيعي هورمون هاي مردانه توليد شده حساستر باشند . سن شروع طاسي مردانه در وسعت ناحيه ريزش مو مؤثر است . فردي كه در اواخر سنين دبيرستان و اوايل بيست سالگي ريزش موي او شروع مي شود براي ايجاد طاسي وسيع شانس بيشتري از مردي دارد كه از 50 سالگي موهايش شروع به ريزش مي كند .

 

عوامل ديگري كه در ايجاد طاسي مردانه نقشي ندارد :

كاهش جريان خون در سر ايجاد طاسي نمي كند . لذا ماساژ پوست سر براي افزايش گردش خون سر احتمالاً بي فايده است . سوء تغذيه نيز علت طاسي معمولي مردانه نيست . ويتامين و املاح به خصوص با ساير افزودني هاي غذايي كه بتوانند موجب درمان روي طاسي مردانه شوند وجود ندارد . چربي زياد مو يا شوره شديد نقشي در طاسي مردانه ندارد . دستكاري بيش از حد مو ، شامپو زدن و رنگ كردن دائمي موجب خشك شدن و شكنندگي موشده و آن را از ته و از نزديك پوست سر مي شكنند . اما رشد بعدي مو را مختل نمي كنند و نقشي در ايجاد طاسي مردانه ندارند . در قسمت بعد طاسي با الگوي زنانه را شرح مي دهيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

                                      به نام تک جاوید سبز 

چاي :

چاي بعد از آب يكي از محبوب ترين و       رايج ترين نوشيدني ها در سراسر دنيا محسوب مي شود ضمن اينكه در برابر ابتلا به چند بيماري ايجاد ايمني      مي كند .

 

چاي ياري دهنده قلب :

در سال 2002 در هلند ، تعداد 4807 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند اين افراد كه روزي حداقل 13 اونس چاي مي نوشيدند نسبت به افرادي كه اصلاً چاي          نمي خورند 5 درصد كمتر در معرض خطر حمله قلب قرار داشتند . در همين سال ، محققين در بوستون دريافتند كه احتمال مرگ بيماران قلبي كه روزانه دو يا چند فنجان چاي مي نوشند طي 4 سال ، به ميزان 44 درصد كاهش مي يابد .

    طبق تحقيقاتي كه در آمريكا انجام شده است چاي بطور متوسط تا 10 درصد كلسترول خون را كاهش مي دهد در مواردي هم كه كلسرول ديواره هاي رگ ها پوشانده است ، گفته مي شود كه آنتي اكسيدان هاي موجود در چاي از تخريب لايه دروني رگ ها جلوگيري مي كند .

 

چاي داروي مبارزه با سرطان :

    تحقيقات انجام شده در مورد چاي به عنوان داروي مبارزه با سرطان كه در سال 1998 در كشور چاي سبز صورت گرفت نشان مي دهد كه چاي سرطان را حدود 9 سال در زنان و 3 سال در مردان به تأخير مي اندازد . طبق مطالعاتي كه در كانادا در سال 1998 انجام شد اگر مردان 3 فنجان چاي در روز بنوشند ابتلا به سرطان پرستات در آنها تا 30 درصد كاهش مي يابد .

 

چاي تقويت كننده استخوان :

    به نظر مي رسد آنتي اكسيدان هاي موجود در چاي از استخوان ها مراقبت مي كنند چاي حاوي فلورايد نيز از چسبيدن باكتري به دندان جلوگيري كرده ، در نتيجه از پوسيدگي دندان جلوگيري مي كند .

 

جفري پلومبرگ ، متخصص علوم تغذيه در دانشگاه TUFIS  معتقد است كه چاي سبز و سياه هر دو داراي خاصيت ايجاد ايمني هستند حتي چاي سرد كه اغلب رقيق تر مي باشد نيز مفيد است . البته آنتي اكسيدان هاي موجود در چاي در اثر ماندن فاسد مي شوند و بهتر است چاي تازه مصرف شود . اگر كافئين موجب           بي خوابي مي شود چاي را كافئين زدايي كنيد . اين تنها 10 تا 15 درصد از آنتي اكسيدان هاي چاي را كم       مي كند .

دكتر پلومبرگ مي گويد : « اگر جزو كساني هستند كه چاي نمي نوشيد ، بدانيد كه روزي يك فنجان چاي سلامتي شما را بيشتر تأمين مي كند . نوشيدن 4 فنجان چاي در روز به مراتب تأثير بيشتر و بهتر خواهد داشت . من چاي را دوست دارم و معقتقدم كه به هر ميزان كه مي توانيد چاي بنوشيد » .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

و بگوئيد كه آگاهي و اراده آدمي در رسيدن به اين نظام چه نقشي دارد .

    اي آنكه تلفظ شور انگيز نامت الفباي آزادي است ، ظهورت از قله هاي مه گرفته تقدير ، تعبير روشن خوابهاي هزاران ساله انسان است ، پيوسته در جويبار زمان جاري ! طالع مي شود و چون حلقه تاباني جهان را به روشنايي ها پيوند مي دهي و برف هاي سنگين كه آرايه دشت هاي نواخته اند را آب مي كني ، برفاهبه ها براه    مي افتند و تاريكي ها را در  مي شويند و ريشه علفهاي هرز را از خاك در مي كشند ، بلندي نامت گواه من است كه بر بام جهان مي ايستي و در صور خدايي بيغامت       مي دمي و مردگان ستم را محشور مي كني ، و خستگان را از سياهچالهاي نمورد شك مي رهاني و به آفتاب رهايي مي سپاري . در سايه سار بيرق سبزت جهان رنگ ديگري دارد . جهاني كه در آن كودكان تجربه زندگي را از شقاوت سوزان گرماي كوره هاي آجرپزي آغاز      نمي كنند و مادران رنج گرسنگي را به قيمت سيري فرزند به جان نمي خرند و پدران نگاه پرشرمشان را از كودكانشان بر نمي تابند .

- هيچ همسايه اي به شيشه حرمت همسايه اي سنگ     نمي زند ،

-  هيچ ترازوي خطا نمي كند به عمد

- هيچ حاكمي مردان سر زمينش را نردبان خويش       نمي سازد .

- هيچ قاضي اي وجدانش را در كيف رمزدار در پستوهاي دست نيافتني پنهان نمي كند .

- هيچ قلبي در حمايت شيطان به زوالت تن در نمي دهد .

- هيچ اعتمادي به صيانت نمي انجامد .

- هيچ پايي برهنه به ميدان در نمي آيد .

-  هيچ دستي به هيچ روي چنگ در نمي اندازد .

- هيچ گونه اي در حرم بي پناهي و حيراني نمي سوزد .

- هيچ چشمي به دنبال گم شده اي خون نمي گريد .

- هيچ نشانه اي باري فراتر از توانش نمي دهد .

- هيچ گردني طعم تلخ طناب را نمي چشد .

- هيچ گلوله اي گلويي را تعقيب نمي كند .

- هيچ جنگي خواب آرام كودكان را نمي آشوبد .

- هيچ انساني براي پرنده اي قفس نمي سازد .

- هيچ فردي ، بين انسانها خندق جدايي نميشود .

- تو در امتداد هر لحظه هاي ما هستي .

دستي برآور بر گمشده هامان را از لا به لاي زمانهاي دور دست و ما را از زير خرگاه فراموشي و خاموشي بيرون بياور تا گر از چراغ و ايينه برگيريم و گرماي حقيقت را از زير سرانگشتانمان حس ميكنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

!  كه با نسيم پرت جهاني را بيدار مي كني و غبار خستگي را از پشت پلك هاي سنگين كارگران گرسنه ي عصر گراني نان و ارزاني انسان مي ستري و درختان را كه تا زانو در خون فرورفته اند به نم نم باران عدالت مي نوازي و گندم دانايي را به تساوي در كبوتر خانه ي زمين قسمت مي كني .تو التيام زخمهاي زميني و زورق سرگردان مدرنيته ، تو در فوران عظيم عشق و آزادي دروازه هاي آسمان را بر روي خلق مي گشايي  و خوبي و پاكي را آن چنان مي گستراني كه امتداد نگاه هيچ كس انتهايش را نمي كاود . حقيقت در ايمان من به انتظار توست ، نه آن سان كه بنشينم تا بيايي ، كليد گمشده ي بهشت تو را روزي خواهيم يافت كه به جست و جوي تو بر مي خيزيم ، در انتظار تو بايد چنان كنيم كه همه بتهاي رنگارنگ زمان را سنگ فرش راهت سازيم ، مي دانم تا به آن پله از يقين نرسيم كه خدا رمق شكستن پايه هاي چندين ساله بي عدالتي را در ما به رسم وظيفه نهاده است ، نخواهي آمد و در انتظار تو بايد دانش شورش بر عليه فاصله ها را به فرزندانمان بياموزيم و همچنان انتظار .... . نه چنان كه بالهايمان را بي هيچ تحركي تسليم آتش انتظار كنيم و در التهاب باران آرزو و لحظه بشمريم نه !

 ابر باراني مي شويم سرشار از آگاهي از حقي كه شايسته ي روحي است كه در ما دميده شده است و بايد بباريم تا ناداني « در كنج عزلت انتظار عدل وعده داده شده را كشيدن »  را از گشتن در خشك ذهن خلق پاك كنيم بايد گذشته را به مرور بنشينيم و فريادهاي خفته را پيدا كنيم و از مسير گلوگاه فرمان ، هر چه بغض را بستريم ، نقي به نور بزنيم و ما مي توانيم منجيان كوچكي باشيم كه زمينه ساز ظهور با شكوتر هستند تا نخواهيم ، نخواهي آمد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

دير آمدي اي آشنا اكنون كه تنها مانده ام

              بركاروان عاشقان بنگر كه من جا مانده ام

من در غم تنهايي ام گمگشته در بحر و بَرم

                   دروادي دشت جنون آوارة آواره ام ديرايست كه من در انتظار آماج اين رنج و غمم

          درحسرت ديدار تو در اين سكوت وامانده ام هر وقت اشك ياسها در سوگ من جاري شوند

 

فكر تو و عشق تو و راه دراز جاده ام امشب كه بعد از اين خزان روح بلندت ديده ام

      جايت نمي گيرد كسي در اين دل ويرانه ام

كاش اي اميد ، اي آرزو ، در لحظه دلواپسي

             از غم نمي گفتم برات شرمندة ، شرمنده ام                                                                                       « اميد صالحي  »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

به خود برسيد . « يه دسي وَسرو ريت

 

بكش »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

حديثي داريم :

(كه حتماً قبل از خروج از خانه به آينه نگاه كنيد )

 

    به خود رسيدن يعني اينكه اعتماد به نفس و توجه به خود داشته باشيم .

    از اينجا ياد بگيريم كه پيامبر ما هميشه با خود شانه ، آينه و مسواك همراه داشتند اينها همه يعني توجه به خود، شما هميشه و در هر شرايطي بايد به خود برسيد . چه در تنهايي ( نه زياد ) چه در جمع ، چه در منزل ، چه در مسافرت ، چه پيش آشنايان ، چه در غربت ، چه در منزل بيگانگان و چه در جايي كه هيچ كس به خود نمي

- هر چند وقت يكبار به آرايشگاه برويد .

- زير باران بدون چتر راه نرويد نگوييد از اين كار لذت مي برم واقعيت اينست كه هنگام چتر به دست گرفتن فكر مي كنيد جدا از مردميد و يا لوسيد ! يعني رفتار شكاكانه خود را اينطور توجيه مي كنيد .

 

- شعار يك شركت امريكايي اينست ( خوب لباس بپوشيد والاّ برايتان گران تمام مي شود ) ضمن آنكه با پول بيشتر لباسهايتان دو برابر عمر مي كند و به قولي ديرتر از مد مي افتد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

- هر چند وقت يكبار به آرايشگاه برويد .

- زير باران بدون چتر راه نرويد نگوييد از اين كار لذت مي برم واقعيت اينست كه هنگام چتر به دست گرفتن فكر مي كنيد جدا از مردميد و يا لوسيد ! يعني رفتار شكاكانه خود را اينطور توجيه مي كنيد .

 

- شعار يك شركت امريكايي اينست ( خوب لباس بپوشيد والاّ برايتان گران تمام مي شود ) ضمن آنكه با پول بيشتر لباسهايتان دو برابر عمر مي كند و به قولي ديرتر از مد مي افتد .

 

( به خود برسيد ) نه به زشتي نارس

    گاهي اوقات افراد در ژوليدگي و آشفتگي قصد جلب نظر را دارند . موهاي خود را آشفته و در واقع وضعيتي رمانتيك و عشقولانه همچون نقاشان و نوازندگان عجيب و غريب به خود مي گيرند . و اين را هم بدانيد كه اين افراد به دليل نداشتن ارتباط و عدم رسيدگي به خود اعتماد به نفس ضعيفي دارند .

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

- تراز حساب جاري ايران امسال با مازاد 177 ميليارد دلاري مواجه شد .

- ايران به عنوان مركز تحقيقات ماهيان سردآبي آسيا و اقيانوسيه انتخاب شد .

- دلالان اسپانيايي زعفران ايران را با نام هاي اروپايي و 3 برابر قيمت مي فروشند .

- ايران در جذب سرمايه گذاري مستقيم خارجي ، از ميان 140 كشور ، در رتبه 130 است .

- سرانه توليد ناخالص داخلي ايران 2926 دلار است .

- ايران هفتاد و چهارمين كشور جهان در حمايت از سرمايه گذاران داخلي است .

- 90 % تجهيزات نيروگاهي در داخل توليد مي شود .

- تا 10 سال آينده ايران به بزرگترين توليد كننده اوره  جهان تبديل مي شود .

- ايران رتبه 11 توليد عسل جهان را دارد .

- نخستين كشتي تفريحي اقيانوس پيما را ايران براي سوئيس مي سازد .

- ايران در ميان 180 كشور ، رتبه 106 توليد ناخالص را دارد .

- توليد گندم ايران امسال به ركورد بي سابقه 15 ميليون تن مي رسد .

- 72 درصد سهم صادرات چند ماهه اخير را پتروشيمي و صنعت به خود اختصاص داده است.

- خودرو سمند فرمان راست وارد شبه قاره هند مي شود .

 

- تبديل متانول به پروپيلن براي اولين بار در ايران با همكاري آلمان .

- نهمين كنگره بين المللي انجمن جراحان گوش ، گلو ، بيني و سرو گردن ايران 18 تا 22 آبان ماه در مركز همايش هاي رازي برگزار مي شود .

- نگهداري حيوانات خانگي فشار خون را پايين           مي آورد .

- مردان مجرد در معرض خطر بيماري هاي قلبي عروقي قرار دارند .

- فقر در جهان هر ثانيه يك نفر را مي كشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

رضا كهولي در جمع چهار مخترع جهان :

رضا كهولي دانشجويي مهندسي مكانيك دانشگاه تبريز اوايل امسال رتبه دوم جايزه ويژه مسابقات جهاني اختراعات و فناوري هاي نوين را به دليل ابداع روش جديد باروري ابرها در ژنولوئيس كسب كرد . اين دانشمند ايراني تاكنون 16 اختراع و ابتكار در زمينه هاي مختلف داشته است .

قرار است اين دانشمند ايراني به انگلستان سفر كند تا علاوه بر شركت در نمايشگاه بين المللي اختراعات و اكتشافات انگليس در چهار دانشگاه بين كشور هم سخنراني كند . همچنين قرار است از رضا كهولي به همراه سه مخترع ديگر از آمريكا ، فرانسه و انگليس هم قدرداني شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

از ۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سایت اینتر نتی موجود در دنیا فقط ۸۰۰۰ سایت ایرانی می باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 محققان مي گويند در برخي از افراد كه از كودكي نابيناشده اند ، بخش هاي خاصي از مغز كه به طور طبيعي بينايي را كنترل مي كند تغيير شكل داده و به جاي بينايي به روي مراكز شنوايي و شنيدن اصوات متمركز مي شوند . در حال حاضر محققان در صددند بررسي كنند كه آيا در اين گونه افراد حس ديگر مانند حس لامسه  هنگام فقدان بينايي قوي تر مي شود يا خير .

    پروفسور رضا عباسچيان استاد و رئيس ايراني دانشكده مهندسي دانشگاه كاليفرنياي آمريكا به عنوان رئيس سازمان بين المللي مهندسي مواد آمريكا (  ASX) انتخاب شد . تحقيقات اين دانشمند ايراني درباره تكثير كريستال ها و استحكام سازي از اعتبار خاصي در جهان برخوردار است .

   

دوش گرفتن

محققان آمريكايي اعلام كردند كه دوش گرفتن مستمر مي تواند براي سلامتي مضر باشد و موجب صدمات مغزي گردد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

سيري در مكتب ها :

 

در نظر داريد دو گاو داريد :

سوسياليسم : يكي از گاوها را نگه مي داريد و ديگري را به همسايه خود مي دهيد .

كمونيسم : دولت هر دو گاو را مي گيرد و شما و همسايه تان را در شيرش شريك مي كند .

فاشيسم : شير هر دو گاو را به دولت مي دهيد و دولت آن را به خود شما مي فروشد .

كاپيتاليسم : هر دو گاو را مي دوشيد و سير را بر زمين مي ريزيد تا قيمت ها همچنان بالا بماند .

نازيسم : دولت به سوي شما تير اندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد .

آنارشيسم : دو گاو داريد گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند .

ساديسم : به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خود را در ميان شيرها مي اندازيد .

دولت مرفه : هر دو را مي نوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند .

بروكراسي : براي ثبت نام آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت آنها را بدوشيد .

سازمان ملل : فرانسه شما را از دوشيدن آنها و تو مي كند . آمريكا و بريتانيا گاوها را از شير دادن به شما و تو

 می كند و نيوزيلند راي ممتنع مي دهد .

ايده آيسم : ازدواج مي كنيد و همسر شما آنها را مي دوشد .

رئاليسم : ازدواج مي كنيد اما هنوز خودتان آنها را مي دوشيد . 

 عقل سليم : يكي را مي فروشيد و به جاي آن يك گاو نر مي خريد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

خدايا 

 رحمتي كن ، تا ايمان 

       نان ونام برايم نياورد

                    قوتم بخش

                      تا نانم وحتي نامم را

                              در خطر ايمان افكنم

                                                                    

                                                   ((دكتر علي شريعتي))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

  

    بسياري دكتر علي شريعتي را از بحث انگيزترين چهرههاي انقلابي سياسي دهه هاي معاصرمي دانند . راستي كه چنين هم هست . شايد هيچ شخصيتي به اندازه شريعتي در محافل مورد بحث مخالفان و موافقان قرار نگرفته باشد . گاه هر دو گروه به مرحله به مرحله تفريط و افراط قدم نهاده اند .

    علي شريعتي كه در اين نوشتار مي خواهيم از او سخن بگوييم سال 1312 در كاهكِ مزنيانِ سبزوارِ خراسان زاده شد . (گويند از همان كوچكي و كودكي جهان بزرگي براي خود به وجود آورده بود و همواره سر به جيب مراقبت فرو مي برد و در بحر مكاشفت مستغرق مي گشت ) هفت ساله بود كه خانواده اش رخت بربستند و از ديار مزنيان به مشهد مقدس مهاجرت نمودند و علي دورة درس خواندن را دردبستان ابن يمين مشهد آغاز نمود .

    چيزي كه مي توانيم به عنوان نقطه برجسته درزندگي علي شريعتي نشان دهيم اين است كه او هم گوهر دانش داشت و هم گوهر نژاد . پدر علي دانشمندي عارف مسلك بود و همه در حوزه هاي علميه دين پايگاهي بزرگ داشت و هم در مركز دانشگاهي جايگاهي بزرگ .

    در همين زمانها پدر علي شريعتي ، استاد محمدتقي شريعتي -كه او را سقراط خراسان لقب        داده اند- كانون نشر حقايق اسلامي را در مشهد بنياد نهاد و علي شريعتي خود يكي از شاگردان و آموزندگان اين مكتب نوبنياد شد و بسياري از روشنفكران اسلامي و همرزمان شريعتي پرورش يافتگان همين مكتب بودند .

    علي شريعتي از همان نوجواني و جواني همگام با پدرش قدم در اره پر خون مبارزه نهاد . از جوانان پرشور حامي چهره مردمي آن زمان دكتر مصدق و نيز از حامياندولت مستعجل او بود . در همين زمانها سالهاي 1330 به بعد بارها مورد تعقيب و بازداشت دولتيان بود سال 1333 وارد دانشكده ادبيات و سال 1337          فارغ التحصيل

 

مي شود و بعنوان دانشجوي نمونه شناخته مي شود كه بايد جهت ادامه تحصيل به خارج برود .

    در همين دورة دانشكده بود كه با خانم پوران شريعت رضوي ازدواج مي نمايد . به جهت مبارزاتي كه در پرونده او و پدرش ثبت بود از رفتن او به خارج جلوگيري نمودند . اما سرانجام با دوندگي هاي فراوان توفيق پيدا كرد كه به خارج برود .

    پدرش به او وصيت كرده بود كه : « اميدوارم اسلام شناس بزرگي برگردي » و دكتر شريعتي هنگامي كه به ديار شگفتي ها رفت همه هم و غمش را به پاي خود ساختن و خود يافتن گذاشت . فريب ظاهر پر فريب آن ثبت موعود را نخورد و در گوشه اي گمنام خانه گرفت و به تحقيق و پژوهش و خودشناسي و خوديابي پرداخت .

    شريعتي در مدت اقامت در فرانسه فرصت را غنيمت شمرد و با مغزهاي متفكر اين كشور آشنا شد و از جمله سارتر‌ ، گورويج و ماسينيون از معبودهاي بزرگ او بودند .

 وي در همين سالها سالها با سازمان هاي آزادي بخش همكاريها نمود كه تحت تعقيب و بازداشت هم قرار گرفت . و اين سبب شد تا پرونده اي پر داشته باشد و هنگامي كه به ايران برگشت يكسره بازداشت و راهي زندان شود . بعد از تحمل شش ماه زندان به عنوان استاد دانشگاه مشهد برگزيده شد و اين آغاز سال 1346 است . دانشجويان آن زمانش مي گويند : « همينكه شريعتي به مشهد آمد انقلابي در دانشگاههاي مشهد به وجود آمد . وي با سبكي جديد اسلام را معرفي نمود و به تدريس پرداخت » .

شريعتي بذر مبارزه مجدداً در مشهد كاشت و كانونهاي فعال مبارزه پنهاني عليه رژيم ستم را به وجود آورد . بعد از دو سه سال نام شريعتي همه جا بر سر زبانها افتاد . همه دانشگاهها براي سخنراني از او دعوت          مي نمودند . رژيم خطر را كاملاً احساس كرد .

اين بود كه او را از تدريس در دانشگاهها ممنوع نمود . در همين سالها به تازگي پاي شريعتي به حسينيه ارشاد نهاده شده بود . شريعتي بيشترين حرفهاي خود را در همين كانون مبارزه زد و شعله هاي زبانه دار مبارزه او از همين مكان سر كشيد .

در اين زمان شريعتي هم مورد غضب تزوير گران و هم زورمندان و هم زرگران قرار گرفت . و سرانجام رژيم درب اين كانون مبارزه را بست و به خيال خود شمع فروزان شريعتي را خاموش نمود .

شريعتي را به مدت دو سال به زندان فرستاد . پدر و خانواده اش آزردگي ها ديدند . تا اينكه آغاز سال 1354 شريعتي را رژيم به فشار دانشجويان مبارز و همچنين فشار آزاديخواهان ديگر از زندان آزاد نمود .

اما سرانجام مرغ از قفس پريد و شريعتي تنها راه مبارزه را در هجرت داشت و بيست و پنجم ارديبهشت هجرت تاريخي خود را آغاز نمود ولي صياد نابكاردرپي شكار رفت و

يك ماه بعد مغز بزرگ مبارزه را به شهادت رساندند . و شعله فروزان شمعش را خاموش نمودند .

شهادت شريعتي مردم ستمديده را به خروشان آورد و انقلاب بزرگ اسلامي را به ثمر رساند .

 گردآورنده : « آيت الله جماليان پور »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

1- ضمن عرض خسته نباشد و با تشكر از اينكه وقت شريفتان را در خدمت ما قرار داديد و در اين گفتگو حضور داشتيد .

ج : بنده هم تشكر مي كنم ازدانشجويان زحمت كشي كه اراده كرده اند و ماهنامه را در صدد راه اندازي هستند .

3- آيا از كار دانشگاه پيام نور راضي هستيد ؟

    ج : راضي بودن اينكه من در بعد آموزشي مشكلي در كار دانشگاه نمي بينم و اما در بعد عمراني و فضا و مكان و ساختمان دچار مشكل هستيم .

4- از مشكلات دانشگاه پيام نور به طور مختصر و مفيد توضيح دهيد .   

    ج : عمده مشكل ما را كه همه دانشجويان مي دانستند مشكل فضاي آموزشي دانشگاه است و در طول ساليان دراز هنوز يك مكان خاص براي كارهاي اداري و آموزشي در اختيار ما نيست و مكاني كه در اختيار داريم استيجاري مي باشد و مهمترين مشكل ما كمبود بعضي از اساتيد در    رشته هاي خاص خصوصاً رشته حسابداري ما را يك مقدار آزار مي دهد در واقع تأمين مُدرسان كه بتوانند با شرايط نامناسب دانشگاه كار كنند .

5- چقدر به يك فرد دانشجو اهميت مي دهيد .

    ج : دانشجو را من تعريف خاصي ازش دارم و دانشجو در دانشگاه پيام نور واقعاً فرق مي كند با ساير دانشجويان عادي ، دانشجوي پيام نور در واقع معناي اصلي دانشجو بودن است ( يعني طالب علم و جوينده دانش ) . چونكه عمده به دليل نيمه حضوري بودن كلاسها بر عهده خود دانشجو مي باشد و بايد خود بتواند مشكلات حضور در كلاس را جبران بكند .

 

چ6- نظرتان در رابطه با اينكه آيا ما دانشجو هستيم  . و اگر هستيم مگر همين دانشجويان نيستند كه گذشته از چگونگي و مكان و دانشگاه كسب مدرك ، بالاخره بايد كارهاي مديريتي و پست هاي كاري كشور را به عهده بگيرند پس چرا از نظر كار استادهاي مجرب و كاردان به دانشجويان ارائه نمي دهند و در بعضي دانشگاهها كار تحصيل آموزش عالي سرسري گرفته مي شود .

    ج : توي پيام مشكلات ( مسئوليت ) اصلي به عهده دانشجو است . توي جلسات اول سال هم مي گوئيم و طبق قانون از مدرس استفاده مي كنيم و فقط رفع اشكال به عهده مدرس است و تدريس به عهده استاد نيست ، و مابايد هر جلسه مُدرسانمون بيايند و رفع اشكال بكنند و هزينه اي كه ما مي دهيم به آنها بسيار ناچيز است نسبت به ساير دانشگاهها و سعي كرديم از اساتيد برجسته استفاده كنيم و اين توان شهرستان ما است و ما نيز سعي كرديم حتي از استانها و شهرستانهاي همجوار مجوز بياوريم . و اين آخرين توان ما در جذب اساتيد است و اگر ضعفي باشد ما سعي مي كنيم برطرف كنيم .

7- آيا تاكنون درباره نداشتن مكان از لحاظ ساختمان با مقامات بالا صحبت داشتيد .

    ج : قطعاً چندين و چند بار با معاونت استان ، فرماندار و امام جمعه محترم ، ساير مسئولين تماسهايي گرفته شده قولهايي گرفته شد . حالا تا چه حدي به قول هاشون عمل كنند من نمي دانم .

8- آيا مايل نيستيد كه با گفتگو و دعوت خيرين بهبهان در كمك به ساخت دانشگاه نيمه كاره پيام نور مساعدت لازم را بكنند .

    ج : اگر دانشجويان تمايل داشته باشند جلسه در حضور آقاي بهبهاني باشد ما در خدمت ايشان هستيم و همكاري لازم را نيز مي كنيم .

9-  نظرتان در رابطه با پيشبرد مسائل فرهنگي در دانشگاه چيست ؟

    ج : من هم فعاليت هاي آموزشي ، فرهنگي و ورزشي را از فعاليت هاي دانشجو مي دانم و متأسفانه مي بينم دانشجويان در زمينه هاي فرهنگي و ... كمتر كار مي كنند و      كار فرهنگي بيشتر بر عهده خود دانشجو مي باشد و دانشگاه فقط تأمين هزينه مالي و مسائل اداري را بر عهده دارد و از فعاليت هاي فرهنگي دانشجو خوشحال مي شويم و حداقل از ركودي كه حاكم است و بوده خارج       مي شويم .

10 آيا اساتيد از تدريس در دانشگاه راضي هستند .

11 نظرتان در رابطه با مقايسه دانشگاه پيام نور با دانشگاههاي ديگر چيست ؟

    ج : من در اكثر دانشگاهها تدريس كردم اعم از دولتي و آزاد و يا پيام نور ، دانشگاههاي پيام نور بسيار قويتر از دانشجويان هستند بدين جهت كه زحمت بيشتري مي كشند و مطالب را كامل تر و جامع تر مي خوانند .

 

12  نظرتان در رابطه با مسائل اخير هسته اي در ايران چيست ؟

    ج : مسأله هسته اي يك مسأله علمي است كه با مسأله سياست ادغام شده و مي شود دستيابي به مسأئل هسته اي ، يك امتياز بزرگتر براي كشور باشد و ما افتخار مي كنيم كه دانشمندان توانستند در زمينه چرخه سوخت به خودكفائي برسند اما متأسفانه با شرايط موجود و اصطلاحاً وابسته شدن مصالح به مسأله علمي هسته اي جا دارد كه با دقت بيشتري عمل كنيم و به نظر من مذاكره با كشورها دنيا و تأثير گذار مي تواند ما را از اين بحران بيرون بياورد و مشكل خاصي ايجاد نمي كند در واقع ما نبايد اصل را فداي فرع كنيم و نمي توانيم كه مسائل مملكت را فقط فداي دانش هسته اي كنيم ، منتها از دانش هسته اي بايد دفاع كرد تا جايي كه امكان دارد .

13 آيا اگر شما دو تا از دانشجويان پسر و دختر را در گوشه اي از دانشگاه در حين صحبت ببينيد عكس العمل شما در اين رابطه چيست ؟

    ج : اين پاسخ را من كه نه ، هنوز شايد خيلي از مسئولين بالاي كشوري در مورد نحوه ارتباط دختران و پسران ندادند و ما در اين زمينه برنامه مشخصي نداريم كه واقعاً تا چه حد مجاز هستيم و تا چه حد مجاز نيستيم و در كل من نسبت به اين موضوع حسن ظن دارم .

14- نظرتان در رابطه با بحث ورزش در دانشگاه     چيست ؟

    ج : ما با توجه به اينكه برنامه هاي ورزشي مدوني داريم استفاده و اجاره سالن و كارهاي اردويي تفريحي مسابقات داخل سالن و استاني و حتي كشوري را داريم كه از فعاليت دانشجويان در اين زمينه بسيار خوشحال مي شويم و از مسئولين ورزشي در دانشگاه نيز انتظار پيشبرد آنرا داريم .

15- آيا امكان قرار دادن يك اتاق براي كارهاي فرهنگي خود دانشجويان وجود دارد ؟

    ج : ما سعي مي كنيم اين كار را انجام       مي دهيم .

16 در آخر اگر مطلب خاصي داريد و سؤالي بود كه ما نپرسيديم خودتون بفرمائيد .

    ج : من خيلي خوشحال مي شوم كه دانشجويان اينطور فعال مي باشندخصوصاً من اصرار به همكاري در ضمينه فعاليت هاي مذهبي و همكاري با بسيج را دارم و درضمن من دوست دارم تشكل هاي دانشجويي ايجاد شود و گروه هاي مستقل مثل هلال احمر بتوانند بهتر كار بكنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

              فيلمبردار فيلم سينمايي«ارباب حلقه ها» از «هديه تهراني» خواستگاري كرد. قرار است خانواده اين بازيگرمشهور سينماي ايران به فرانسه بروند تا با خواستگار دخترشان بيشتر آشنا شوند.در ضمن اين دو قرار و مدار هايشان را گذاشته اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

وقتي گفته مي شود مشكل مالي دانشگاه اين كه براي وروديهاي قديمي تازگي ندارد چون     حرف ، حرف يك روز و دو روز نيست ,صحبت چند سال است كه هر سال با آمدن ورودي هاي جديد و امسال بلاخص با تعويض دانشگاه بحث در مورد اين موضوع قوت گرفت .

    حرف بر سر اين است كه هر موقع سؤالي در مورد امكانات و هزينه ها و همچنين كيفيت كار استادان از مسئولين دانشگاه پرسيده مي شود مشكل مالي را بهانه مي گيرند ( آيا واقعاً داريم ) . براي مثال هنگامي كه مي پرسم چرا سرويس دانشگاه فقط براي خواهران است        ( تازه اگر راننده سر حال باشد و بخواهد سرويس ببرد و اگر به قول خودشان در قسمت اداري كاري نداشته     باشند ) مي گويند بودجه سرويس براي آقايان موجود نيست و چون دانشگاه در قبال امنيت داشتن خواهران مسئوليت دارد ( آخه ما هم آدميم ) شما بايد ساعت  6 عصر هنگام تاريكي هوا خيابانها را گز كنيد و ببينيد تاكسي گيرتان   مي آيد يا نه .  

هر موقع مي پرسم چرا دانشگاه جديد و نيمه كاره پيام نور بعد از اين همه سال تأسيس نشده است مي گويند بودجه به اندازه كافي نداريم ( البته كه چي داريم كه اين را داشته    باشيم ) يا وقتي مي گوئيم مي خواهيم كار فرهنگي منجمله چاپ نشريه دانشجويي داشته باشيم مي گويند بودجه فرهنگي سال ما به اندازه هزينه يك شماره از ماهنامه دانشگاه آزاد است . آخرش تا كي ، حكايت به همين جا ختم نمي شود آوارگي پيام نوريها زبانزد خاص و عام شده است . به طوري كه بچه هاي پيام نور خجالت مي كشند بگويند پيام نوري هستيم مي دانيد چرا ، چون وقتي مي گوئيم دانشگاه هستيم بايد آدرس دانشگاه را هم بگويند و هر سال يك دانشگاه و يك مركز اداري واقعاً خنده دار است و به همين

دليل آنها مورد تمسخر قرار مي گيرند و البته تمسخر آدم هاي عامي كسي را دلگير نمي كند و فقط آنها از تمسخر دانشگاه      آزادي ها گله مند هستند . آنهايي كه مثل آب خوردن وارد دانشگاه مي شوند و  فارغ التحصيل مي شوند( چطور اين بماند ) . امتحانهايي از جزئيات چند صفحه اي و .... . براحتي بچه هاي پيام نور را مسخره مي كنند بي شك اين نگرش منفي نتيجه اشتباهات مسئولين در گذشته ها بوده است كه با آمدن آقاي افشون و افزايش تلاش روز افزون ديگر مسئولين دانشگاه از جمله آقاي سوزنيار اميدواريم كه هر چه زودتر يكي بعد از ديگري مرتفع گردد .       

 

خدايا ، آخر عاقبت ما را ختم به خير بفرما......... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

  

1 با تشكر از حضور شما در اين گفتگو لطف بفرمائيد خود را معرفي بفرمائيد و معدل خود را نيز ذكر كنيد .

ج : اسماء زارعي مقدم متولد 1364  ومعدلم نزديك به  16

2- آيا در طول ترم تحصيلي مدام درس مي خوانيد يا فقط در شب امتحان ؟

    ج : سعي مي كنم در طول ترم بخونم لااقل يك دور بزنم .

3- در طول روز چند ساعت به مطالعه درس مشغول هستيد

    ج :حداكثر 6 ساعت در روز

4 آيا سيستم كاري پيام نور براي درس خواندن مشكل است يا نه ؟

    ج : بله ، مشكل است و بالاخص بدليل نداشتن كلاس و دانشگاه خيلي اذيت مي شويم

5- آيا غير از مطالعه كتابهاي درسي مطالعه ديگري هم داريد ؟

    ج : بله مجلات علمي و داستاني و عادت دارم مجله اي را كه شروع به خواندن آن مي كنم تا تمامي مطالب را نخوانم كنار نمي گذارم .

6 آيا قصد داريد در كارشناسي ارشد ادامه تحصيل بدهيد در چه رشته اي و آيا

در ارشد پيام نور شركت    مي كنيد .

    ج :بله ، سعي مي كنم البته اگر در همين كارشناسي خسته نشوم در رشته كامپيوتر چونكه زياد اين رشته را دوست دارم بله شركت مي كنم

7 نظر شما درباره كيفيت آموزش و استاتيد در دانشگاه بخصوص رشته مديريت چه مي باشد . و بهترين استادها از نظر شما :

    ج : كيفيت كار خوب است و به نظر من استاد هوشمندي خوب است و استاد پاداش از اين لحاظ كه كلاسي باطراوت و شاد دارند بهتر مي باشد

8- در مورد ارتباط پسران و دختران در دانشگاه چه صحبتي داريد .

    ج : نبايد شور بشود ، اگردر حد معمول       ( تعامل ) باشد خوب است .

9 نظرتان در رابطه با پيشبرد مسائل فرهنگي در دانشگاه چيست ؟ و چه پيشنهادي داريد كه ما از چه مطالبي بيشتر استفاده كنيم و با طنز انتقادي چطوريد ؟

    ج : خوب است ، و بسيار كار بجايي         مي باشد و من بايد انشاء الله كار شما و كارهاي فرهنگي دردست اجرا را ببينم تا نظر كلي بتوانم بدهم مطالب شاد و به روز استفاده كنيد و طنز انتقادي بسيار خوب است .

10- چه توصيه اي به دانشجويان ديگر داريد اگر اين مصاحبه را بخوانند .

    ج : سعي كنند قبل از كلاس درس بخوانند . با توجه به اينكه كلاس فقط رفع اشكال مي باشد .

11  واژه هاي زير را به اختصار توضيح دهيد .

دانشجو:درس خواندن

كتاب:دوست تنهاييم

استاد:خوب

 پيام نور: بي برنامه 

دانشگاه: محل درس خواندن

 قول:خيلي مهم

 عشق:صادق

  پسر: بايد خيلي آقا باشد

 دختر: بايد خيلي خانم باشد.

12 شما به عنوان يك دانشجو نظرتان در رابطه با مسائل اخير هسته اي در ايران چيست ؟

 

  ج : انرژي هسته اي حق مسلم ماست و دخالت كشورهاي ديگر فقط در حد توصيه مي تواند باشد .

13- نظرتان در رابطه با كار بسيج در دانشگاه چيست ؟

    ج : من كار و فعاليت خاصي از آنها در دانشگاه نديدم و اين را از ضعف كاري مسئولين بسيج در دانشگاه مي دانم .

14- چگونگي كار استادها اعم از خانم و آقا چيست ؟

    ج : خانم و آقا بودن مطرح نيست و فقط تنها چيزي كه هست اين است كه آقايان در اداره كلاس ها موفق ترند . و پسران كه شلوغ مي كنند استادهاي آقا با آنهاراحت ترند .

15 چرا ما با وجود اين همه عالم در زمينه فناوري و كارهاي كامپيوتري و رباتيك باز وسايل پيشرفته اي را در اختيار نداريم و اين را دليل چه مي دانيد :

    ج : دليل مشكلات اقتصادي يعني در واقع اينكه ما مشكل اقتصادي نداريم و پولهاي ما حيف وميل مي شود و سرمايه اقتصادي را پشت چنين افرادي قرار نمي دهيم تا بتوانند با استفاده ازاستعدادهاي خود از دردهاي كشورمان دوا كنند .

16- نظرتان در كل درباره عملكرد مسئولين دانشگاه چيست ؟

    ج : در كل بد نيست و فقط كمي قسمت كتابفروشي ضعيف مي باشد . در زمينه رساندن كتاب ها به دست دانشجويان از اين جهت كه كتابها دير به دست دانشجويان مي رسد و خودم يكي از كتابهايم را به دليل دير رسيدن كتاب مجبور به حذف آن شدم .

  

17 در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرمائيد.               ( توصيه ، انتقاد ، پيشنهاد )

    ج : از مسئولين دانشگاه مي خواهم كه هر چه سريعتر مكان خاصي لايق پيام نور آماده كنند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

در گذشته و به اندازه كمتري امروز ، آموزش عالي در سطح ملي و بيشتر به دانشجويان بومي عرضه      مي شد و اين حوزه در عمل در انحصار دولتها بود . گذشته از آن ، رقابت و سود در آن ، مفاهيمي ناشناخته بود . هزينه آموزش و پرورش از بودجه عمومي تأمين     مي شد ، دولت بر شمار دانشجو ، درون مايه درس ها و مدت زمان تدريس نظارت كامل داشت .

در بسياري از كشورها هم اكنون نيز دولت سياست گذار ، مجري و منبع اصلي تأمين بودجه است ولي در برخي از كشورها تحصيلات دانشگاهي چنان دگرگون شده است كه نمونه آن در گذشته كمتر وجود داشته است . دو ويژگي مهم « بين المللي شدن » و            « رقابت » اينك بر جاذبه آموزش عالي افزوده است . بين المللي شدن آموزش عالي باعث رفت و آمد دانشجويان ميان كشورها شده است . اين رفت و آمدها موجب       مي شود كه دانشگاهها به بهبود كيفيت بينديشند و از اين راه زمينه جذب دانشجويان بيشتر را فراهم آورند . با بهبود كيفيت ، اين دانشگاهها خواهند توانست متقاضيان نخبه را به سوي خود بكشانند زيرا نخبگان به دنبال مكان هايي با شرايط بهتر و هزينه كمتر هستند ؛ اما چگونگي و ميزان بهبود با ساختار اجرايي و نوع ارادة دانشگاهها بستگي مستقيم دارد .

    شايد به جرأت بتوان گفت كه توسعه علمي در امريكا و اروپا مرهون استقلال دانشگاهها ، كم بودن نقش دولت در تصميم گيري و اجرا و نيز شايستگي دانشجوياني بوده است كه به علت شرايط بهتر دانشگاههاي اين كشورها ، جذب آنها شده اند و به گونه طبيعي پيشرفت آنها را فراهم آورده اند .

 

دانشجو ، دانشگاه و محل تحصيل :

    بيشتر دانشجويان ، مانند مشتريان در هر جاي ديگر ، در پي بهترين « معامله » اند كه در آن با پرداخت پول كمتر ، در دانشگاه بهتر با كيفيت برتر تحصيل كنند ، چرا كه براي خريداران خوراك ، گذشته از كميّت ، مزة آن نيز اهميت دارد . دانشگاه اكنون براي جذب بهترين دانشجويان بايد جاذبه ها و نقاط خود شامل كيفيّت بالاي آموزش ، ساختمانهاي زيبا

و دلنشين ، محيط آرام و امكانات مناسب را مورد

ارزيابي قرار دهد .در بيشتر نقاط اروپا پول هر چند اهميت دارد اما در برآوردهاي دانشجويان نقش اصلي را بازي نمي كند . طبيعي است كه ثروتمندترين متقاضيان بيشتر به خارج بروند ، اما براي همين گروه نيز كيفيت الوّيت چشمگير دارد . هم اكنون نزديك به 112000 دانشجو در بريتانيا كه يكي از گرانترين كشورهاي اروپا و جهان است درس مي خوانند و بالاترين رشد مربوط به دانشجويان چيني است .

    در حال حاضر كمابيش 38000 دانشجوي چيني در بريتانيا تحصيل مي كنند . اين رقم رشد سالانه اي در حدود 50 درصد از اواخر دهه نود نشان مي دهد . شوراي بريتانيا (Bitish Council  ) ، بازار ياب دولتي فرهنگ بريتانيا ، گمان دارد كه اين ميزان تا سال 2010 دو برابر مي شود .

    دانشجويان چيني از آن رو به بريتانيا مي آيند كه نظام آموزش در حال گسترش كشورشان هنوز از كيفيّت و كميّتي كه در پي آنند برخوردار نيست . سازمان همكاري و توسعه اقتصادي برآورد مي كند كه شمار دانشجويان چيني از 11 ميليون در سال 2000 به 16 ميليون در سال جاري خواهد رسيد .

    در گذشته اي نه چندان دور چينيها كه شيفته برتري علمي و بورسيه آمريكا مي شدند و شمارشان تا 60000 تن در سال مي رسيد . ولي درخواست تحصيل در آمريكا در سال تحصيلي 5 4 200 از سوي دانشجويان چيني و هندي با كاهشي به ترتيب 45 و 30 درصدي روبه رو شد . اين اُفت ، بيشتر از قوانين سخت تر در زمينه صدور رواديد مايه گرفته است كه اكنون دولت امريكا ، دير هنگام ، سرگرم آسانتر كردن آن است ؛ ولي رقابتهاي سخت نيز در اين ميان نقش داشته است . براي نمونه ف شمار دانشجويان چيني و هندي در استراليا در سال 2003 به ترتيب 47 و 52 درصد رشد داشته است ، هر چند شمار دانشجويان خارجي در استراليا با اُفت ده درصدي روبه رو بوده است . روند كاهش عزيمت دانشجو به آمريكا نشان مي هد كه افزون بر كيفيّت و امكانات محل تحصيل ، توجه به شخصيت دانشجو و چگونگي برخورد كشورها در زمينه حفظ حرمت و شأن دانشجو و ارائه خدماتي چون دادن رويداد ، در انتخاب محل تحصيل الوّيتي چشمگير دارد .

شايد طرح اين نكته نيز خالي از اهيمت نباشد كه شهروندان بريتانيا در پرتو شيوة برخورد شايسته و خدمت رساني مناسب به خارجيان توانسته اند بيشترين متقاضيان تحصيل حتي در اروپا را به كشور خود جذب كنند و بخش بزرگي از مشكلات مالي دانشگاههاي خود را با جذب اين دسته از دانشجويان از اروپا و ديگر نقاط جهان از ميان بردارند . هر چند كشورهاي اروپايي از جمله بريتانيا و كشورهاي استراليا ، هند و برخي از كشورهاي تازه و استقلال يافته ( به كونه محدود ) توانسته اند شمار

چشمگيري دانشجوي خارجي جذب كنند ، ولي به علت بالا بودن هزينه تحصيل از يك سو و شرايط سياسي و فرهنگي حاكم در منطقه و سخت گيريهاي دولتها در دادن رويداد به متقاضيان از سوي ديگر ، نگراني هايي براي دانشگاهها به ويژه دانشگاههاي اروپا در تكميل ظرفيتهاي خالي خود و جذب درآمد ايجاد شده است .

    افزايش شهريه كه از سپتامبر 2005 نسبت به سالهاي پيش جهش بيشتري نشان مي دهد ، اولياي دانشگاهها را سخت نگران كرده است . از آغاز سال 2005 ميلادي دانشگاه آكسفورد پرده از برنامه اي برداشت كه بر پايه آن شمار دانشجويان بريتانيايي در دوره هاي ليسانس را ( جايي كه دولت شهريه را تعيين           مي كند ) كاهش و شمار دانشجويان خارجي و تحصيلات تكميلي را ( كه در آنها محدوديت شهريه وجود ندارد ) افزايش مي دهد . به زودي خواهيم ديد كه ديگر دانشگاههاي بريتانيا نيز چنين روشي در پيش         مي گيرند . تا سال 2005 بيشتر دانشگاههاي بريتانيا شهريه اي از 9 تا 10 هزار پوند براي رشته هاي غير پزشكي و غير آموزشگاهي مي گرفتند . در سال جاري با توجه به اينكه ملزم شده اند هزينه هايشان را خود تأمين كنند ، شهريه ها را به 13 و 14 هزار پوند افزايش داده اند و با توجه به روند جاري پيش بيني  مي شود كه اين رقم در سال آينده هم افزايش يابد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

اين شرايط و نگراني از كاهش شمار متقاضيان باعث شده است كه برخي از اين دانشگاهها دست به گشايش شعبه هايي در كشورهاي گوناگون بزنند . دانشگاههاي بريتانيا و استراليا پي گير گشودن شعبه هاي خود در كشورهايي همچون چين ، مالزي و جاهايي مانند دوبي هستند ، به اين اميد كه بتوانند دانشجويان بيشتري را به هزينه كمتر زير پوشش قرار دهند . به تازگي دانشگاههاي منچستر ، بيرمنگهام و گلاسگو با هم شعبه اي در دوبي برپا كرده اند كه در برخي رشته ها از سپتامبر 2005 دانشجو مي پذيرد .

در مورد سودمند بودن اين شعبه ها ترديد وجود دارد ، به ويژه آنكه برخي دانشگاهها خود را درگير تعهدات پر هزينه و سرمايه گذاريهاي بلند پروازانه كرده اند ؛ ولي اين آموزش فرامرزي به هر شيوه كه ارايه شود ، نكته مهم آن است كه  روشهاي سنتي خدمت رساني و توسعه آموزش در چارچوب مرزهاي جغرافياي هر كشور دستخوش دگرگوني و تحول بنيادين است و بايد به عنوان يك رخداد مهم در سده كنوني مورد توجه قرار گيرد .

    نكته گفتني در اين زمينه ، تغيير نگرش به چگونگي آموزش و صدور مدرك است . پيشرفت تكنولوژي ، تحول شگرف در آموزش در همه سطوح و مقاطع پديد آورده است . اكنون شرايط به گونه اي فراهم شده است كه دانشجو حتي مي تواند در حالي كه از امكاناتي همچون

اينترنت استفاده مي كند بي حضور در دانشگاه يا كلاس درس مدرك دانشگاه معتبر را بگيرد. در گذشته تدريس كننده و امتحان گيرنده يكي بود . در بيشتر اوقات اگر مدرك كمبريج را مي خواستيد در دانشگاه كمبريج درس مي خوانديد ؛ ولي از نظر تجاري ، اين امر بيانگر فرصتي به هدر رفته است . شمار كساني كه يك دانشگاه قادر به امتحان گرفتن از آنهاست بسي بيش از كساني است كه مي تواند به آنها درس بدهد .

يك دانشگاه معتبر در سطح بين المللي مي تواند با مجوز دادن به ديگران براي تدريس در رشته هاي مورد نظر ، از اعتبار خود بهره گيرد . با اين شيوه تحصيل ، دانشگاه بر برنامه درسي نظارت دارد ، استانداردها را مورد بازرسي قرار مي دهد و سرانجام مدرك صادر مي كند ، ولي آموزش در خارج و از سوي ديگران صورت          مي پذيرد .

بنابراين ، دانشگاههاي ثروتمند جهان ، همچون همتايان خود در صنعت ساخت و توليد در بيست سال گذشته ، فعاليت خود را بر تجارتهايي متمركز كرده اند كه درآمدزا باشد ؛ خطوطي را كه سودده نيست كنار    مي گذارند و كار توليد را به بازارهاي ارزانتر در خارج منتقل مي كنند . روشي را كه براي توليد كالاهاي خود در كشورهاي ارزان از سالها پيش برگزيده اند ، اينك در حوزه آموزش نيز به كار مي گيرند .

با اين روش ، به نظر مي رسد كه آموزش با شتاب به سوي كالايي شدن مي رود و چنانچه

دولتها در رويارويي با اين پديده قرن برخوردي مناسب نداشته باشند بيم آن مي رود كه در كوتاه مدت شاهد خروج سرمايه هاي ارزشمندي از كشورشان باشند .

 

Ø     به نظر مي رسد كه آموزش با شتاب به سوي كالايي شدن پيش مي رود و چنانچه دولتها در رويارويي با اين پديده قرن برخوردي مناسب نداشته باشند بيم آن مي رود كه در كوتاه مدت شاهد خروج سرمايه هاي ارزشمندي از كشورشان باشند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

به نظر مي رسد دو خطر عمده در ميان است :

  نخست ، مسئله كيفيّت است زيرا باعث مي شود دريافت مدرك در سطوح پايين علمي رواج يابد . البته تنزّل كيفي مدارك دانشگاهي مسئله تازه اي نيست ، ولي جهاني شدن و رقابت ، نظارت بر آن بسيار دشوارتر كرده است . چه كس مي تواند بگويد كه شعبه يك دانشگاه كوچك بريتانيايي ، براي نمونه در دوبي ، به خوبي دانشگاه مادر در بريتانياست ؟

 

در اين شيوه سطح بندي ، تعيين ارزش نسبي همه مدارك از همه دانشگاهها ناممكن مي نمايد . براي برخي از دانشگاهها اين سردرگمي وسوسه انگيز است به ويژه هنگامي كه نياز به راضي نگه داشتن « مشتري » نيز با آن مخلوط گردد . دانشگاهي كه به بسياري از دانشجويان

شهريه پرداز خود نمره ردّي دهد ، درآمدهاي خود را در آينده به مخاطره مي اندازد .

به گونه نظري ، دانشگاهها در نگهداشت اسم و رسم خود منافع بلند مدت دارند ولي كنترل كيفيت يكي از معضلات بزرگ و حل نشدة آموزش عالي است . اين معضل حتي در هاروارد ، كه در پرتو شهرت خود و سرمايه اي 20 ميليارد دلاري به بهترين گونه از فشارهاي بازار بر كنار مانده ، حل نشده است .

چنين مي نمايد كه نظارت دولتي در اين زمينه كمك زيادي نكرده است . دانشگاههاي بريتانيا پيوسته مورد بازرسي دقيق و موشكافانه سازماني به نام آژانس تضمين كيفيت ( Quality Assurance Agency ) قرار     مي گيرند كه دانشگاهها به آن « ك گ ب » آموزش عالي مي گويند و همگي به اهميت اين بازرسي در حفظ كيفيت علمي اعتقاد دارند . اين شيوه بازرسي و كنترل كيفيت هر چند به حفظ استانداردها كمك مي كند ، ولي به نظر مي رسد اين گونه سازمانها براي بازار تازه آموزش چندان مناسب نباشد و بازار آموزشي آينده به مؤسساتي نياز دارد كه بتوانند در اين بازار پاسدار استانداردهاي آموزشي باشند . گذشته از آن ، رشد و توسعه فزايندة آموزش عالي به سازمان هاي بين المللي بيشتري از اين دست به عنوان پاسدار استانداردها نياز دارد .

دوم ، مسئله دخالت دولت است . در بسياري از كشورها اين انديشه كه دولت بايد بر آموزش عالي نظارت داشته باشد با چالش جدي روبه رو نيست . در بخش بزرگي از قاره اروپا ( غير از بريتانيا ) حتي گرفتن شهريه يا دادن اجازه رقابت به دانشگاهها ، مفاهيمي سخت افراطي شمرده مي شود . پس از سالها كشمش ، دانشگاههاي آلمان تنها در آغاز سال 2005 مجاز به گرفتن شهريه شده اند .

  سختگيري دولتها مانع بزرگي بر سر راه هر دگرگوني در آموزش عالي است . بخش خصوصي و مستقل آموزش عالي به سرعت در حال رشد است . حتي در آمريكا ، جايي كه در آن مراكز انتفاعي شاهد رسواييهاي بسيار بوده است ، توسعه اين بخش ادامه دارد . ولي به رغم تفاوت نگرش دولتها ، به نظر مي رسد كه روند خصوصي سازي و تحوّلات در زمينه آموزش عالي به گونه اي است كه دولتها در آينده نخواهند توانست كنترل كامل بر آموزش عالي را ادامه دهند . سرسختي دولتها در اين زمينه نه تنها خطر از دست دادن سهم بازار بين المللي ، بلكه خطر از دست دادن بهترين دانشجويان كشور را در پي دارد .

نتيجه :

 

    سمت و سو روشن است . رقابت ، استانداردها را براي دانشجويان داخلي و خارجي بالا مي برد ، و سرعت اين روند تا اندازة زيادي بستگي به استقلال دانشگاهها از دولت دارد . اينكه روند شكل گيري اين پديده در هر كشور چگونه و با چه سرعتي باشد ، بستگي به چگونگي مديريت دانشگاهها ، سياستگذاري در زمينه آموزش

عالي و ميزان دخالت و نيز پشتيباني دولت دارد . اگر دولتها در پي تغيير دادن اين وضع هستند ، نقطه آغاز مناسب ، آن است كه اجازه دهند اين پديده به گونه طبيعي به حركت خود ادامه دهد و در برابر ، به جاي دخالت مستقيم در آموزش عالي به سياست گذاري در چارچوب منافع ملي و نظارت دقيق بپردازند .

در گذشته ، به علت دخالت مستقيم دولت در آموزش عالي ، جنبه هاي نظارتي سخت كمرنگ بوده است و چنانچه نظارتي هم وجود داشته است ، دانشگاهها چون خود را بخشي از دولت مي دانسته اند به آن اهميتي نمي داده اند . در صورتي كه آهنگ توسعه آموزش عالي با اين پديده هماهنگ نشود ، با توجه به شتاب فزاينده آن و نيز پيشرفت سريع فناوري هاي آموزشي بيم آن مي رود كه نبود برنامه ريزي دقيق و منظور نشدن جايگاهي ويژه براي توسعه آموزش عالي به گونه تازه ، زيانهايي به بار آورد كه جبران آنها در آينده امكان پذير نباشد .

 

 

منابع :

 

1- Free degrees to fly , The Economist , Februray 26th 2005 , pp .77 – 79

2- The Times Higher Education Supplement , Statistic Section .

3 – Higher Education Statistics Agency , Statistic Section .

 

* نماينده علمي و سرپرست دانشجويان ايراني در بريتانيا و ايرلند و عضو هيأت دانشگاه صنعتي امير كبير .

** عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم

Ø     توسعه علمي در آمريكا و اروپا مرهون استقلال دانشگاهها ، كم بودن نقش دولت در تصميم گيري و اجرا و نيز شايستگي دانشجوياني بوده است كه به علت شرايط بهتر دانشگاههاي اين كشورها ، جذب آنها شده اند و به گونه طبيعي زمينه پيشرفت آنها را فراهم آورده اند .

 

 

 

 

Ø     روند خصوصي سازي و تحولات در زمينه آموزش عالي به گونه اي است كه دولتها در آينده نخواهند توانست كنترل كامل بر آموزش عالي را ادامه دهند . سرسختي دولتها در اين زمينه نه تنها خطر از دست دادن سهم در بازار بين المللي ، بلكه خطر از دست دادن بهترين دانشجويان كشور را در پي دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

  

هميشه در جيب خود پول داشته باشيد    ( فكر كنيد مي خواهيد به دانشگاه آزاد برويد )

 بخش عمده اي از اعتماد بنفس بطور معمول احساس شايستگي كردن و با بياني ساده تر احساس بودن است . اما بخشي از آن هم نه احساس بودن بلكه احساس داشتن است .

    به هر حال شما بايد احساس توانايي مالي كنيد و هم اينكه واقعاً چيزي داشته باشيد .

    جيب شما احساس پول را دوست ندارد و اصلاً آن را درك نمي كند او فقط حضور پول را مي فهمد و آن را دوست دارد شما بايد ذهنيتي توانگر داشته باشيد اما به شاهد هم نياز داريد گواه ذهنيت توانگر شما كيف پول شماست .

هيچ وقت از خانه با جيب خالي بيرون نرويد .

    جيب توانگر ، اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و در عين حال شما را به فعاليت بيشتري وا مي دارد يادتان باشد شما هرگز نمي توانيد هم اعتماد به نفس داشته باشيد و هم بيكار باشيد ، مقدار پولي كه شما در كيف خود داريد قابل سرزنش نيست ، آنچه ممكن است قابل سرزنش باشد شيوه استفاده شما از آن است .

 

در نهايت يك نصيحت بشنو از من  با پول احساس راحتي كنيد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

قبله

    دوستي به خانه جديد ملا آمد مي پرسد : دوست عزيز قبله از كدام طرف است ؟ مثلاً چون تازه خانه خريده بود و جهت قبله را درست بلد نبود گفت : اي بابا من و تو كه اين حرفها را نداريم ، خانه متعلق به خودت است از هر طرف كه دوست داري نماز بخوان .

دوست خسيس

    ملا روزي به دوست خسيسي كه داشت گفت : تو حتي يكبار هم مرا به خانه ات دعوت نكرده اي . دوستش مي گويد : تو بسيار سريع غذا مي خوري و هنوز لقمه نرفته پايين لقمه بعدي را فرو مي بري . ملا گفت : تو مرا دعوت كن . قول مي دهم ما بين هر دو لقمه چهار ركعت نماز بخوانم .

شنا

    ملا از كنار بركه اي مي گذشت ديد شخصي در آب بركه افتاده دست و پا مي زند و با داد و فرياد كمك مي طلبد . از او سؤال كرد : چرا اين همه داد و فرياد مي كني ؟ غريق گفت : شنا نمي دانم . ملا گفت : خدا پدرت را بيامرزد خوب من هم شنا نمي دانم اما مثل تو داد و فرياد نمي كنم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 زیباترین اشعار در سراسر جهان((لالایی)) مادران است.                  ((لا مارتین))

 

اصرار به دل

خواستم تو را در گوشه اي از قلب خود پنهان كنم گفتم به

                                دل باور نكرد هر چند كه اصرار مي كنم

اي دل بيا باور بكن من خون دل خوردم

             اين گفتنش بي فايده است هر چند كه دل خون مي كنم

اي دل چرا ديوانه اي يك منظر و يك راه شدي

                 گر عاشق و دل باخته اي از راه چرا بي راه شدي

حالا كه دل باور اين گفته هايم را ز من تنها بماند تا ابد گر روي دل چرخد ز من

« جمشيد خوشگو   »

زود عاشق شو که جز از راه عشق

عشق را ای دل نمی فهمی که چیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

....

      اولش در راه بي حال و كاهل آمدم

                   سپس از درِ دانشگاه به داخل آمدم

      با ادب ، خيلي مرتب ، سر به زير                     

خوش تيپ ، چون يك مدير كامل آمدم

      كفش اسپورت و پيراهن آستين كوتاه

             با درون سامسونت حل المسائل ، آمدم

     در كلاس حساب ، موقع تمرين سخت

                  پاسخ سؤالات را بنده فاعل آمدم

     وقت ناهار در ساندويچي با دوستان

                      همچون يك بيچاره ، سائل آمدم

                                                                                       

                  « شعر از علي رضائي »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

    جديداً بچه هاي دانشگاه آزاد به ما مي گن « حسني   تا ازشون مي پرسيم منظورتون چيه ؟ مي گن آخه « حسني به مكتب نمي رفت هر وقت مي رفت جمعه مي رفت » . من نفهميدم منظورشون چي بود ؟ شما چطور ؟ فهميدين ؟

مي دونين اگه .....

 

1- اگه يه فيل هنرپيشه معروفي بشه چي مي شه ؟    

 « خرطومشو عمل مي كنه ! »

2- اگه يه فيل معتاد بشه چي مي شه ؟                      

 « عاج ها شو مي فروشه مواد مي خره ! »

3- اگه يه فيل توي دانشگاه سوت بزنه چي مي شه ؟

 « مي برنش حراست خرطومشو گره مي زنند ! »

4- اگه يه فيل ليسانس بگيره بهش چي مي گن ؟     

 « مي گن آقاي مهندس ! »

 

 

تقلب

    روز پنج شنبه امتحان داشتيم . از دوستم پرسيدم : « واسه امتحان خودتو آماده كردي ؟ » گفت : « آراه ! » با تعجب گفتم : « عجب ! » گفت : « آماده ام با اطلاعات كامل و مكتوب »‌چقدر اين بچه بي شخصيته . يه وقت واسه شما بدآموزي نداشته باشه ها !

 

 

ورودي جديد

    اولاي ترم جديد دانشگاهه ، يه سري ورودي جديد داريم كه كلي اسباب تفريحن . ما هم انگار نه انگار خودمون هم يه روزي سال صفري و ترم يكي

بوديم ، كلي باهاشون حال مي كنيم آخه بابا ، درسته ما هم تو روزاي اول ، خيلي تابلو بوديم و كسي رو نمي شناختيم ولي خداييش ذيگه نمي رفتيم از معاون آموزشي دانشگاهبپرسيم اينجا همه كاره دانشگاه كيه ؟

 

احوالپرسي دانشجويان با استادها

 

دانشجويي كه يك درس 4 واحدي با استاد مربوطه دارد : سلام عليكم استاد ! حال شما خوبه ؟ روز به خير استاد ! سايتان مستدام ....

دانشجو با يك درس 3 واحدي ( با چهره اي گشاده ) : سلام استاد خوب هستيد ؟

دانشجو با يك درس 2 واحدي ( با چهره اي عبوس ) : سلام استاد !

دانشجو با يك درس يك واحدي ( زير لب ) : سلام !

دانشجويي كه مطمئن هست ديگر با اين استاد هيچ درسي ندارد : وا ، نگاه كن چطور زل زده توقع داره آدم بهش سلام كنه .

دروغ بزرگ

به يك از دانشجوها گفتم : « يك جمله بگو با سه دروغ بزرگ » گفت : « دانشگاه آزاد اسلامي » .

« علي رضائي »

  

 

جام جك نما
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

مريض : « دكتر ! من هر روز صبح ساعت 5بايد بروم دستشويي ! »

دكتر : « خب ، اين كه اشكالي ندارد »

مريض : « اما من هيچ وقت زودتر از ساعت 6 از خواب بيدار نمي شوم ! »

 

نابغه ي معاصر

    يه بار خانومي به ساعت نگاه كرد و گفت : « ساعت پنج و نيم شد ، چقدر زود مي گذره ، همين يكساعت پيش ، چهارو نيم بودها ! »

 

بهشت و جهنم

    بهشت : زماني است كه شما داراي دستمزد آمريكايي ، خانه بريتانيايي ، غذاي چيني ، اتومبيل آلماني وزن ايراني باشيد .

    جهنم : زماني است كه شما داراي اتومبيل آمريكايي ، زن بريتانيايي ، خانه چيني ، غذاي آلماني و دستمزد ايراني باشيد .

 

 

شوخي بكن ، شوخي بشنو  .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

کسی که به شوخی عادت دارد دوست و همدم ندارد.

((ژان راسین))

 

زندگي چه كارا كه نمي كنه ؟

 

 

 

الگانس

ناگهان از خواب پريدم ،

                    پدري دارم بهتر از مادر من

                                          پدرم شوفر بود .

                                               آن زمان گاري بود .

                                                     و باغي پر عطر يونجه

 

پشت تهران شهري است .

               من زميني دارم كه ندارد آبي

به سراغ من اگر مي آييد .

                                    نرم و آهسته كلاچ برداريد ،

                          كه مبادا ماشين تنهايي من خطي بردارد .

پيكاني دارم

            بهتر ازهر ماشين

                     رفته بودم سر خط...

                       دوسه تايي مسافر بزنم

روزگارم بد نيست

             وحقوقم سر ماه راست در جيب صاحبخانه است

                             بچه ام بي تاب است

                 شبي در خواب ديد كه من بنزي دارم ، مشكي

                          من نمي دانم كه آخر دارم يا نه ............

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

بسمه تعالي

 

    

 نوشته شده توسط:خانم کبری خلیلی

 

تسخير لانه ام الفساد قرن در ابان ماه 58 بدستان كوچك ولي گسترده جوانان و دانش آموزان و هميشه در صحنه هاي دانشجو همان كساني كه پير فرزانه انقلاب آنها را حاميان خود خطاب كرده اند ، آبان ماه يكي از فتوحات جوانان برومند اين مرز و بوم و يادآور مذلت استعمار و قدرت ايران و ايراني است ، روزي است كه دانشجويان تيز هوش و روشن فكر فرق كنسول گري امريكا را با جاسوسي در كشور درستي تشخيص دادند وكسانيكه به نداي رهبر خويش لبيك گفته و تحمل فتنه و شر را در خاك مقدس خود نداشتند و با مشتهاي بسته خود و شعرهاي آتشين خود ، به فرموده امام لانه جاسوسي را در نورديدند و انقلاب دومي مهمتر از انقلاب يكم را به گفته پير فرزانه خلق كردند و روز سيزده آبان ادامه پيروزيها و دنباله رو

روزي است كه شوكت شياطين و استكبار و استعمار در ايران شكست و نسيم روح بخش معنويت در ظلمتكده ي قرن بيستم وزيدن گرفت . جوانان ايران ثابت كردند كه انقلاب اسلامي قبله آمال و نقطه ي اتكاي همه آزادگان و مبارزان و مجاهدان جهان  است و پرچمدار عزت و شرف انساني و فريادگر آزادي و آزادگي انسانهاي تحت ستم در تمامي عالم است .

    هر فرياد حقيقت طلبي كه در هر گوشه جهان عليه ظلم و بيداد ستمگران و مستكبران بر مي خيزد رو به جانب ايران و نظام حق باورش دارد ،آري اراده آهنين نوجوانان  و جوانان اين مرز و بوم همراه با وحدت ملي ، پيروي كشورهاي زياده خواه خواهد ايستاد و همچون ساير پيروزي هاي و فتوحات ديگر برگ زرين ديگري در تاريخ قطور اين مملكت اضافه خواهند كرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

شنيدين مي گن زندگي باغي بزرگه پره از گلاي تازه هر كسي يه باغچه از عشق براي خودش مي سازه . حلال شما بگين باغچه ما چيه ؟ يا توش كيه ؟ يه ماشين يه خونه ، يه موبايل يا خدا .................

     اصلاً چيه ؟ راستي زندذگي بدون موبايل ممكنه ! اكثر آدما يه موبايل به گردنشونه يا به كمرشون .

     چه با مسما ! حالا نميشه توجيب بزارن. يعني اگه زنگ بخوره صداش در نمي ياد ...... يا اينكه بايد مثل الله دور گردن انداخت ! موبايل يعني همه چيز !! واقعاً !

     بعضي ها كه روشون نميشه توي دستشون مي گيرن و مي گن آهاي ...... ما هم داريم ! خوب خانم و آقا فهميديم شما پولدارين . بخدا بعضي هاشون آه در بساط ندارن كه با ناله سودا كنند ولي موبايل دارند آخه ما كي ها هستيم كه ماشين و موبايل برامون شده Mode  كه هر كي داشته باشه با كلاسه و لاغير بي كلاس .

     اخه زندگي نه اون خيريه كه هزار تا بلا سرت بياد تا بهش برسي و نه اون شريه كه آخرش به خوبي و خوشي تموم بشه .

 

آنكس كه سلامت است و ناني دارد

                وز بهر نشست آشياني ندارد

نه خادم كس بود نه مخدوم كسي

                 گو شاد بزي كه خوش جهاني دارد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

 

«دستاران وپوريان»

چي بگم زندگي ما آدما همش پر از قصه هاي تلخ و شيرينه ! آخرش چي ميشه ................................

   

انا لله و انا اليه راجعون

 

اي خوش آن عمر كه در خدمت استاد گذشت

                         ياد باد آن كه بياموخت خود اين ياد را

ياد ان مرشد داناي سخنگوي به خير

                                كزدم همت او روح شد ارشاد

 

خانواده داغدار طباطبائي نژاد با كمال تأسف و تأثر فراوان درگذشت ناگهاني استاد بزرگوار مرحوم طباطبائي نژاد را به خانواده محترمتان تسليت گفته و از درگاه خداوند متعال براي آن مرحوم طلب آمرزش و بازماندگان ايشان صبر و شكيبائي مسئلت ميداريم .

 

 

از طرف جمعي از اساتيد و دانشجويان    دانشگاه پيام نور

بهبهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  | 

سلام به همه دوستان عزیز و دانشجویان محترم دانشگاه پیام نور بهبهان

با عرض پوزش بعلت یک سری مسائل فنی این ماهنامه از روز یک شنبه جهت ارائه به شما عزیزان

آماده می گردد.

و در  همین جا به علت کم کاری ما که نتوانستیم ماهنامه را به موقع آماده کنیم

پوزش می خواهیم.و ما را به بزرگواری خود ببخشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  |