تبليغاتX
ماهنامه دانشجویی سار - پیامد های این پدیده
((دانشگاه پیام نور بهبهان))

 

به نظر مي رسد دو خطر عمده در ميان است :

  نخست ، مسئله كيفيّت است زيرا باعث مي شود دريافت مدرك در سطوح پايين علمي رواج يابد . البته تنزّل كيفي مدارك دانشگاهي مسئله تازه اي نيست ، ولي جهاني شدن و رقابت ، نظارت بر آن بسيار دشوارتر كرده است . چه كس مي تواند بگويد كه شعبه يك دانشگاه كوچك بريتانيايي ، براي نمونه در دوبي ، به خوبي دانشگاه مادر در بريتانياست ؟

 

در اين شيوه سطح بندي ، تعيين ارزش نسبي همه مدارك از همه دانشگاهها ناممكن مي نمايد . براي برخي از دانشگاهها اين سردرگمي وسوسه انگيز است به ويژه هنگامي كه نياز به راضي نگه داشتن « مشتري » نيز با آن مخلوط گردد . دانشگاهي كه به بسياري از دانشجويان

شهريه پرداز خود نمره ردّي دهد ، درآمدهاي خود را در آينده به مخاطره مي اندازد .

به گونه نظري ، دانشگاهها در نگهداشت اسم و رسم خود منافع بلند مدت دارند ولي كنترل كيفيت يكي از معضلات بزرگ و حل نشدة آموزش عالي است . اين معضل حتي در هاروارد ، كه در پرتو شهرت خود و سرمايه اي 20 ميليارد دلاري به بهترين گونه از فشارهاي بازار بر كنار مانده ، حل نشده است .

چنين مي نمايد كه نظارت دولتي در اين زمينه كمك زيادي نكرده است . دانشگاههاي بريتانيا پيوسته مورد بازرسي دقيق و موشكافانه سازماني به نام آژانس تضمين كيفيت ( Quality Assurance Agency ) قرار     مي گيرند كه دانشگاهها به آن « ك گ ب » آموزش عالي مي گويند و همگي به اهميت اين بازرسي در حفظ كيفيت علمي اعتقاد دارند . اين شيوه بازرسي و كنترل كيفيت هر چند به حفظ استانداردها كمك مي كند ، ولي به نظر مي رسد اين گونه سازمانها براي بازار تازه آموزش چندان مناسب نباشد و بازار آموزشي آينده به مؤسساتي نياز دارد كه بتوانند در اين بازار پاسدار استانداردهاي آموزشي باشند . گذشته از آن ، رشد و توسعه فزايندة آموزش عالي به سازمان هاي بين المللي بيشتري از اين دست به عنوان پاسدار استانداردها نياز دارد .

دوم ، مسئله دخالت دولت است . در بسياري از كشورها اين انديشه كه دولت بايد بر آموزش عالي نظارت داشته باشد با چالش جدي روبه رو نيست . در بخش بزرگي از قاره اروپا ( غير از بريتانيا ) حتي گرفتن شهريه يا دادن اجازه رقابت به دانشگاهها ، مفاهيمي سخت افراطي شمرده مي شود . پس از سالها كشمش ، دانشگاههاي آلمان تنها در آغاز سال 2005 مجاز به گرفتن شهريه شده اند .

  سختگيري دولتها مانع بزرگي بر سر راه هر دگرگوني در آموزش عالي است . بخش خصوصي و مستقل آموزش عالي به سرعت در حال رشد است . حتي در آمريكا ، جايي كه در آن مراكز انتفاعي شاهد رسواييهاي بسيار بوده است ، توسعه اين بخش ادامه دارد . ولي به رغم تفاوت نگرش دولتها ، به نظر مي رسد كه روند خصوصي سازي و تحوّلات در زمينه آموزش عالي به گونه اي است كه دولتها در آينده نخواهند توانست كنترل كامل بر آموزش عالي را ادامه دهند . سرسختي دولتها در اين زمينه نه تنها خطر از دست دادن سهم بازار بين المللي ، بلكه خطر از دست دادن بهترين دانشجويان كشور را در پي دارد .

نتيجه :

 

    سمت و سو روشن است . رقابت ، استانداردها را براي دانشجويان داخلي و خارجي بالا مي برد ، و سرعت اين روند تا اندازة زيادي بستگي به استقلال دانشگاهها از دولت دارد . اينكه روند شكل گيري اين پديده در هر كشور چگونه و با چه سرعتي باشد ، بستگي به چگونگي مديريت دانشگاهها ، سياستگذاري در زمينه آموزش

عالي و ميزان دخالت و نيز پشتيباني دولت دارد . اگر دولتها در پي تغيير دادن اين وضع هستند ، نقطه آغاز مناسب ، آن است كه اجازه دهند اين پديده به گونه طبيعي به حركت خود ادامه دهد و در برابر ، به جاي دخالت مستقيم در آموزش عالي به سياست گذاري در چارچوب منافع ملي و نظارت دقيق بپردازند .

در گذشته ، به علت دخالت مستقيم دولت در آموزش عالي ، جنبه هاي نظارتي سخت كمرنگ بوده است و چنانچه نظارتي هم وجود داشته است ، دانشگاهها چون خود را بخشي از دولت مي دانسته اند به آن اهميتي نمي داده اند . در صورتي كه آهنگ توسعه آموزش عالي با اين پديده هماهنگ نشود ، با توجه به شتاب فزاينده آن و نيز پيشرفت سريع فناوري هاي آموزشي بيم آن مي رود كه نبود برنامه ريزي دقيق و منظور نشدن جايگاهي ويژه براي توسعه آموزش عالي به گونه تازه ، زيانهايي به بار آورد كه جبران آنها در آينده امكان پذير نباشد .

 

 

منابع :

 

1- Free degrees to fly , The Economist , Februray 26th 2005 , pp .77 – 79

2- The Times Higher Education Supplement , Statistic Section .

3 – Higher Education Statistics Agency , Statistic Section .

 

* نماينده علمي و سرپرست دانشجويان ايراني در بريتانيا و ايرلند و عضو هيأت دانشگاه صنعتي امير كبير .

** عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم

Ø     توسعه علمي در آمريكا و اروپا مرهون استقلال دانشگاهها ، كم بودن نقش دولت در تصميم گيري و اجرا و نيز شايستگي دانشجوياني بوده است كه به علت شرايط بهتر دانشگاههاي اين كشورها ، جذب آنها شده اند و به گونه طبيعي زمينه پيشرفت آنها را فراهم آورده اند .

 

 

 

 

Ø     روند خصوصي سازي و تحولات در زمينه آموزش عالي به گونه اي است كه دولتها در آينده نخواهند توانست كنترل كامل بر آموزش عالي را ادامه دهند . سرسختي دولتها در اين زمينه نه تنها خطر از دست دادن سهم در بازار بين المللي ، بلكه خطر از دست دادن بهترين دانشجويان كشور را در پي دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط هیات نشریه دانشجویی سار  |